تاریخ : ۱۳۹۷/۰۳/۲۰ - ۵:۲۷ ذخیره فایل ارسال به دوستان

راهبرد‌شناسی ترامپ و ماهیت آمریکا

جمهوری خواهان که هر زمان روی کار بودند بر طبل جنگ و جنگ افروزی کوبیده اند نیز معتقدند توافق اوباما با ایران، اشتباه فاحشی است که زمان سقوط نظام ایران را به عقب خواهد انداخت، این در حالی است که تحریم‌ها و گسترش فشارهای اقتصادی خواهند توانست اهداف استراتژیک آمریکا را در زمانی کوتاه محقق کنند.

خط مشی و راهبرد سیاسی دو جناح جمهوری خواه و دمکرات آمریکا در تقابل با ایران مشترک و واحد است و در روش‌ها متفاوتند. منطق زور و سلطه برای دستیابی به اهداف و منافع ملی به عنوان یک اصل مسلم و پذیرفته شده وجود دارد.

در مذاکرات هسته ای نیز هر دو حزب اصلی در آمریکا، منطق فشار و تحریم و سپس مذاکره را پذیرفته بودند؛ ولی در میزان کارکرد و نتایج فشارهای اقتصادی و تحریمی با یکدیگر اختلاف نظر داشتند.

در دوران اوباما جناح دموکرات و مجموعه کاخ سفید از یک‌سو اعتقاد داشتند که چهار دهه فشارهای اقتصادی که معطوف به سقوط و تسلیم‌پذیر کردن نظام جمهوری اسلامی است، ‌به نتیجه نرسیده است؛ ولی فشارهای اقتصادی،‌ ظرفیت‌های گوناگون ایران را تحت‌الشعاع قرار داده و کارکردهایی دارد.

همینطور معتقد بودند، سرعت پیشرفت‌های هسته‌ای و غیر هسته‌ای ایران بسیار بیشتر از سرعت اثرگذاری تحریم‌های اقتصادی است و از این رو باید ضمن حفظ اهرم‌های فشار، از سرعت پیشرفت‌های هسته‌ای ایران کاست ‌و از آنجایی که مدل برجام، همان مدل خلع سلاح آمریکا در قبال اتحاد جماهیر شوروی بوده، ‌می‌توان شرایط محدودسازی توانمندی‌های ملی ایران را از طریق و مسیر توافق‌های بعدی و متکی به تحریم‌های اختصاصی آنها به نتیجه رساند. از این‌رو روش مذکور را برای راهبرد مهار ایران بکار بستند.

اما در مقابل، جمهوری خواهان که هر زمان روی کار بودند بر طبل جنگ و جنگ افروزی کوبیده اند نیز معتقدند توافق اوباما با ایران، اشتباه فاحشی است که زمان سقوط نظام ایران را به عقب خواهد انداخت، این در حالی است که تحریم‌ها و گسترش فشارهای اقتصادی خواهند توانست اهداف استراتژیک آمریکا را در زمانی کوتاه محقق کنند. جناح‌های تندرو در بین جمهوری‌خواهان، ‌لابی‌های صهیونیستی و سعودی و ارتجاع عرب، ‌از هر گونه توافق با ایران انتقاد کرده و آن را برخلاف منافع و اهداف آمریکا ارزیابی می‌کردند و این موضع را تاکنون ادامه داده‌اند.

راهبرد ترامپ

به قدرت رسیدن ترامپ، این فرصت را به این جناح افراطی داد تا بار دیگر سیاست‌های افراطی و صهیونیستی را در دستور کار کاخ سفید قرار دهند. پیروان این گروه معتقدند نیازی نیست و نباید به ایران فرصت و امتیازی در قالب توافقات اعطا‌ کرد، بلکه باید با یک فشار گسترده تحریمی تا دو سال آینده، ایران را به حضور در میز مذاکره در موضوعات گوناگون وادار کرد و به موازات فرسایش بنیه مالی و اقتصادی ایران، ‌از افزایش دیگر توانمندی‌های ملی و منطقه‌ای جلوگیری و آنان را مجبور به امتیازدهی راهبردی کرد و در محیط داخلی و ملی نیز، ‌با تکیه بر ظرفیت‌های شیفتگان غرب و فشار اقتصادی فلج‌کننده، ‌موجبات اعتراضات گسترده مردمی را علیه نظام و ناکارآمدی آن فراهم آورد.

ضمن اینکه ترامپ در ابتدای ریاست جمهوری خود اعتماد به نفس کافی نداشت و با موضوعات گوناگونی دست به گریبان بود؛ ولی باید از این وضعیت مهلک عبور می‌کرد. افزون بر اینکه در سناریوهای مطلوب خود، باید به یک نتیجه مهم می‌رسید که در قبال رویکرد جدیدش،‌ توافق هسته ای تعلیق و با هزینه کمتری ایران را در منطقه راهبردی غرب آسیا محدود و زمینگیر می ساخت.

بهترین مؤلفه در سناریوهای ترامپ این است که همه محدودیت‌های هسته‌ای ایران در برجام باقی مانده و با فعال کردن تحریم‌های ثانویه و آمریکایی و همراهی یا اجبار به همراهی اروپا و دیگر کشورها،‌ امکان تسلیم شدن ایران در دو سال فراهم شده و مذاکره برای همیشگی کردن محدودیت‌های هسته‌ای و توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران آغاز شود.

از طرفی همزمان با دوره ریاست‌جمهوری ترامپ و آشکار شدن علایم شکست پروژه داعش در سوریه و عراق، برای به چالش کشیدن قدرت منطقه‌ای و توان موشکی ایران هجمه گسترده¬ای به رزمایش‌های موشکی یا توانمندی‌‌های موشکی وارد نمودند و ایران را به پشتیبانی نظامی از گروه¬های تروریستی در منطقه متهم ساختند.

لذا ضرورت داشت تا دولتمردان جمهوری اسلامی ضمن ‌موضع¬گیری به موقع در قبال تحریم‌های جدید ترامپ و نقض برجام هسته‌ای، آمادگی برای شرایط جدید را اعلام ‌کنند.

برجام و جمهوری اسلامی

قریب به پنج سال سیاست خارجی دولت روحانی از ۱۳۹۲ تاکنون درگیر مستقیم با مذاکرات هسته‌ای و برجام بوده است. خروج و پیشدستی ترامپ از برجام غیرپیش‌بینی و باعث شد تا ۱+۵ مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند.

البته طرفهای مذاکره هرکدام از زاویه¬ای به موضوع می‌نگرند. چین و روسیه با نگاه منتقدانه به سیاستهای ترامپ نگریستند و اروپائیان به ظاهر موضوع را به باد خرده گرفتند اما در واقعیت نمی‌توانند بین خودشان با سیاستهای برجامی آمریکا فاصله‌ای را متصور شوند.

تیم مذاکراتی ایران از یک‌سو در محتوای برجام،‌ ابزار و اهرم مؤثری برای به چالش کشیدن سیاست‌های تحریم و نقض برجام را طراحی نکرده و از سوی دیگر سازوکار شکایت از آمریکا در کمیسیون پیش‌بینی شده را تا مرز گلایه و ابراز ناراحتی از نقض برجام از سوی آمریکا پیش برد.

به نظر می رسد در این مقوله دولت محطاطانه و صبورانه قصد نداشت با شکایت رسمی از آمریکا، اصل برجام را نیز با چالش روبه‌رو کند. هر چند که می بایست از ابتدا سازوکارهای قطعی و محکمی برای این اتفاقات در نظر گرفته می شد.

به نظر می‌رسد شکایت از ناقض برجام، به نحوی طراحی شده که در هر صورت، نتیجه ای برای ایران نخواهد داشت و ایالات متحده قادر است تا همه تحریم‌های گذشته را دوباره احیا کند. راهکار دم‌دستی و ضروری جمهوری اسلامی، اجرای دقیق منویات رهبر معظم انقلاب با تقویت ساخت درونی نظام و تکیه بر قوای درونی می‌باشد.

منبع: رصد

ارسال دیدگاه

تبلیغات شما 1
تبلیغات شما 2
تبلیغات شما 3
تبلیغات شما 4