ساعت: ۱۴:۱۸ منتشر شده در مورخ: شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۵ شناسه خبر: 1074
دانا رضوی گزارش می‌دهد؛
نگاه جمهوری اسلامی به فلسطین صرفا نگاهی سیاسی و یک تصمیم حکومتی نیست که امروز تحت تاثیر آمدن این دولت یا رفتن آن دولت تغییر کند، بلکه در عمق جامعه وجود دارد و هیچ دولتی در ایران نمی‌تواند حمایت ایران از فلسطین را نادیده بگیرد.

به گزارش دانا رضوی؛ مسئله فلسطین برای جهان اسلام و منطقه ما و انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی دارای رسالت جهانی و همین طور برای جبهه مقاومت به عنوان جبهه‌ای که به دنبال حفظ مصالح اسلام در برابر غرب هست، موضوعی استراتژیک و راهبردی، بلکه مسئله‌ای فوق استراتژیک محسوب می‌شود.

 

این موضوع را از چند منظر می‌توان ارزیابی و بررسی کرد؛ یک منظر، این است که وضعیت فلسطین،محصول توطئه بزرگی است که در سطح جهان با محوریت قدرت‌های بزرگ و با هدف فروپاشی و اضمحلال جهان اسلام طراحی شد. در طول ۸۰سال گذشته، قدرت‌های استعماری این رویه را ادامه دادند. با اشغال فلسطین، قدرت‌های جهان اسلام را تا حد زیادی مضمحل کردند. به اختلافات درونی جهان اسلام دامن زدند و مانع از همگرایی در جهان اسلام شدند؛ بنابراین اگر قرار است جهان اسلام به قدرتی دست پیدا کند، باید از همان نقطه‌ای که قدرت را برگرداند. آن هم مسئله فلسطین و آزادی فلسطین و در واقع مهر بطلان زدن بر آن روندی است که در طول ۸۰سال گذشته درباره فلسطین دنبال شده است.

 

منظر دوم به مسئله فلسطین این است که فلسطین به عنوان یکی از قله‌های دینی در جهان اسلام مطرح است. در فلسطین بقاع بزرگ متبرکه داریم و آنجا خاستگاه و محل عروج پیامبران بوده است. از جمله در بیت‌المقدس که شاهد عروج پیامبر اسلام هستیم و در قرآن صراحتا به آن اشاره شده است: بعبد لیلا من المسجد الحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر. این موضوع نشان دهنده آن است که فلسطین یک موقعیت ممتاز دینی دارد و تهاجم به این موقعیت فقط تهاجم به یک قطعه سرزمین در یک محدوده ۲۷هزار کیلو متر مربعی نیست؛ بلکه حمله به اساس دین و اسلام است. بنابراین جوامع اسلامی نمی‌توانند درباره این مسئله که جنبه هویتی دارد، سکوت کنند و از کنار آن به راحتی بگذرند.

 

منظر سوم منافع ملی و امنیت ملی است. غربی‌ها اشغال فلسطین را نقطه آغاز تسلط بر آسیای جنوب غربی و به طور کلی منطقه جهان اسلام در نظر گرفته‌اند. اکنون شاهد هستیم که تهدیدات جهان اسلام عمدتا از این نقطه شکل می‌گیرد و گسترش پیدا می‌کند. اگر امروز بحرانی در سوریه شعله ور است، ناشی از سیاست‌های صهیونیستی است که امروز به شکل نئوتروریسم بازسازی شده است.

 

در واقع اگر ما امنیت مرزی و ملی خودمان را مبنای حرکت قرار دهیم ، این حرکت مبتنی بر امنیت ملی با وجود رژیم صهیونیستی امکان پذیر نیست؛ همان طور که شاهد هستیم همین الان هم در پرونده هسته‌ای، اسرائیلی‌ها فشار ویژه‌ای وارد کرده و دائم صحبت از تهدید نظامی ایران می‌کنند. بنابراین امنیت ما اقتضا می‌کند که موجودی تهدید کننده به اسم «اسرائیل» وجود نداشته باشد.

 

فراموشی آرمان فلسطین در بین اعراب

در جهان اسلام، جریان‌های سازش کاری به وجود آمده‌اند که با پیمان دو جانبه یا چند جانبه عملا اشغال فلسطین را نادیده گرفته و تهدید بزرگی را که از جانب اسرائیل متوجه جهان اسلام بود، فراموش کرده‌اند.

 

در نقطه مقابل آن، انقلاب اسلامی مجاهدت‌های بسیاری کرد تا طرح‌هایی مثل طرح فهد، طرح وای ریور، طرح کمپ دیوید، طرح آناپولیس، طرح وادی عربه و طرح‌هایی از این قبیل را خنثی کرده و موجودیت را به نام فلسطین حفظ کند. متاسفانه در سال‌های گذشته شاهد بوده‌ایم که اندیشه‌ای که در سطح جهان عرب با تقابل انقلاب اسلامی به انزوا رفته بود، در داخل ایران توسط بعضی گروه‌ها و جریان‌ها مطرح شد؛ این موضوع را در دو سطح می‌توان ارزیابی کرد:

 

۱-در سطح نخبگان شاهد هستیم که یک جریان سکولار غرب گرا به طرح مسائلی همچون «مسئله فلسطین به ما مربوط نیست»یا اینکه «فلسطین در یک قاعده حقوقی تغییر هویت داده و به اسرائیل تبدیل شده» پرداخته می‌شود.

 

۲-جریان دیگری که در بعضی دستگاه‌های جمهوری اسلامی رخنه کرده است، این طور مطرح می‌کند که اولویت منافع ملی ما با در اولویت قرار دادن مسئله فلسطین منافات دارد!

 

رهبر انقلاب در سخنانی که مکرر گفته‌اند از جمله در حرم حضرت امام(ره) به این مسائل  پاسخ دادند و بر استراتژیک بودن مسئله فلسطین و ارتباط این موضوع با منافع ملی ما و با منافع جهان اسلام تاکید کردند یادآوری کردند که سیاست ایران در قبال فلسطین هیچ تغییری نکرده و ما جدای از اینکه در فلسطین چه گروه‌هایی فعال و چه گروه‌هایی منفعل باشند، مسئله فلسطین را به عنوان یک اصل راهبردی در ایران تعقیب می‌کنیم.

 

این سخنان تاثیر بسیار خوبی بر فلسطین و منطقه گذاشت و مورد توجه قرار گرفت و یک بار دیگر که فلسطین بر اثر سیاست‌های تروریستی به حاشیه رفته بود، به متن بازگشت.

 

طرح دیدگاه‌های غیر اصولی در خصوص فلسطین

طرح دیدگاه‌های غیر اصولی در خصوص فلسطین اغلب توسط کسانی مطرح می‌شود که می‌خواهند مسئله فلسطین را به حاشیه ببرند و خدمتی بزرگ را به آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین پشتیبان رژیم صهیونیستی بکنند و بر همین اساس دست به تئوری سازی می‌زنند.

 

آن‌ها می‌دانند که ایران و مردم ایران بر اساس  اعتقادی دینی، مسئله فلسطین را مطرح می‌کنند و همچنین نظام  ایران از منظر استراتژیک مرتبط با منافع ملی مسئله فلسطین را دنبال می‌کند. به خاطر همین هم تلاش می‌کنند که در حاشیه مسئله فلسطین ، تئوری سازی کنند تا این مسئله مخدوش شود. مثلا از جنبه دینی مدعی می‌شوند که فلسطینی‌ها ناصبی هستند و دشمنان اهل بیت(ع)؛ در حالی که فلسطینی‌ها از نظر مذهبی، شافعی هستند و شافعی‌ها در میان چهار فرق اهل سنت، نزدیک‌ترین مذهب به مذهب شیعه محسوب می‌شوند و اساسا این تهمت، حداقلی از واقعیت هم ندارد.

 

لذا اگر تاریخ فلسطین را در طول هزار سال گذشته مرور کنید، می‌بینید که هیچ گاه فلسطین، کانون افراط‌گرایی نبوده و افراط‌گراها هیچ گاه نتوانسته‌اند در سرزمین‌های فلسطین موقعیتی داشته باشند.

 

اگر مواضع حماس را نگاه کنیم هیچ گاه چنین مسائلی به عنوان متن حماس مطرح نشده است. چه فلسطینی‌هایی که با هویت مذهبی در میدان مبارزه بودند یعنی امثال حماس و جهاد اسلامی، چه فلسطینی‌هایی که با هویت سکولار فعالیت می‌کردند مثل سازمان آزادی بخش فلسطین، هیچ گاه صدام برای فلسطینی‌ها مظهر پشتیبان و مورد احترام نبوده است. در هیچ کدام از جنگ‌های چهار پنج گانه‌ای که اعراب با اسرائیل داشتند، رژیم عراق چه بعث و چه قبل از بعث مثل عبدالکریم قاسم، عبدالسلام عارف، هیچ گاه حتی در حد یک گروهان نیرو در اختیار فلسطینی‌ها قرار ندادند و در جنگ‌ها مشارکتی نداشتند.

 

موضوع دیگر که مطرح است، این است که فلسطینی‌ها به ایران ناسپاس هستند! این هم تهمتی به فلسطینی‌ها است. هیچ گاه آن‌ها به خصوص جنبش حماس و جهاد اسلامی در سال‌های فعالیتشان، رابطه‌شان با ایران منفی نبوده است. البته روابط، تحت تاثیر رخدادها نوساناتی داشته است، همچنان که در ایران دولت‌هایی که سر کار می‌آیند، به میزان متفاوتی به فلسطین حساسیت دارند و به همین دلیل روابط ایران و فلسطین گاهی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. اما به طور ریشه‌ای این موضوع تاثیری در ماهیت استراتژیک  روابط ایران و فلسطین نداشته است.

 

البته داخل فلسطین هم جریاناتی وجود دارد که متحد با اسرائیل و آمریکا هستند و بیش از آنکه فلسطینی شناخته شود، در جبهه آمریکا هستند. طبیعی است که اگر رابطه ایران با آن‌ها گرم باشد، باید تعجب کنیم. اما در رابطه با بحث‌های منطقه‌ای باید توجه داشته باشیم که گروه‌ها، ارتباطات و موضعشان را متناسب با شناخت‌های خودشان از تحولات انجام می‌دهند و نباید این توقع باشد که مثلا نگاه فلسطینی‌ها به سوریه همانند نگاه جمهوری اسلامی ایران به سوریه باشد. همچنان که نگاه سوریه‌ای‌ها به فلسطین همانند نگاه ایران به فلسطین نیست.

 

این‌ها کشورها و مجموعه‌هایی با دیدگاه خودشان هستند. ایران هم زمان از سوریه و فلسطینی‌ها به صورت جدی حمایت می‌کند؛ همان طور که در جنگ ۲۲ روزه و ۸ روزه و ۵۱ روزه برای فلسطینی‌ها پیش آمد؛ این درست در زمانی بود که سوریه هم دستخوش بحران بود و ایران هم زمان از فلسطینی‌ها و سوری‌ها حمایت کرد.

 

بعضی‌ها فکر می‌کنند که رابطه داشتن به این معنی است که هیچ اختلافی وجود نداشته باشد. مگر در دنیا متحدان استراتژیک چگونه عمل می‌کنند؟ مثلا انگلیسی‌ها با آمریکایی‌ها رابطه استراتژیک دارند اما آیا در مسائل مختلف هیچ اختلافی ندارند؟ در همین مسئله افغانستان اختلاف نظری جدی بین مقامات آمریکا و انگلیس وجود دارد.

 

اینجا بحث بر سر این است که ما چه مواردی را استراتژیک بدانیم و چه مواردی را غیر استراتژیک. آیا نگاه مثبت داشتن فلسطینی‌ها به سوریه برای جمهوری اسلامی، مسئله استراتژیک است؟ اگر این موضوع را استراتژیک بدانیم، این نگاه فلسطینی‌ها را به هیچ وجه تحمل نمی‌کنیم اما اگر اصل استراتژیک در ارتباط با فلسطینی‌ها اعتقاد آن‌ها به محور رژیم صهیونیستی و آزاد سازی سرزمین فلسطین باشد و همین طور استراتژی آن‌ها مبتنی باشد بر اینکه از ظرفیت‌های بومی خودشان برای مقابله با رژیم صهیونیستی استفاده کنند و فلسطین بر یک فرآیند مشخص و مستقلانه آزاد شود، همان چیزی  که رهبری درباره کرانه باختری فرمودند که باید کرانه باختری تسلیح بشود، اگر اساس استراتژیک ما این باشد و حتی دیدگاه فلسطینی‌ها نسبت به ده جایی که ما نگاه مثبت داریم، نگاه سازنده نباشد، این به آن اصل خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

 

به هر شکل، حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین به روز قدس محدود نمی‌شود اما روز قدس، یک مرز و علامت روشن است از تداوم حمایت جمهوری اسلامی است؛ آن هم نه فقط در سطح ملی، این ارزش را دارد که نشان بدهد نگاه جمهوری اسلامی به فلسطین صرفا نگاهی سیاسی  و یک تصمیم  حکومتی نیست که امروز تحت تاثیر  آمدن  این دولت  یا رفتن آن دولت تغییر کند، بلکه در عمق جامعه وجود دارد، هیچ دولتی در ایران نمی‌تواند حمایت ایران از فلسطین را نادیده بگیرد. چون این مسئله بسیار مهم است و سرنوشت آینده را رقم خواهد زد.

محسن صابر

انتهای پیام/

 

  • download
  • 1833602_652
  • 1831982_462

لینک کوتاه:

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید