ساعت: ۱۱:۵۳ منتشر شده در مورخ: مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۵ شناسه خبر: 1049
گزارش ویژه؛
عربستان هم در داخل مرزهایش و هم خارج از این مرزها درگیر موضوعاتی حیاتی چون جنگ یمن، بحران سوریه، عراق، افول قیمت نفت، رکود جهانی و رشد داعش و بیکاری فزاینده نسل جوان است.

به گزارش دانا رضوی؛ تحولات عربستان از دیرباز مورد توجه اندیشکده‌ها و اتاق‌های فکر غربی به ویژه اندیشکده‌های آمریکایی بوده است. دلایل این امر را می‌توان در نقش عربستان در تامین انرژی غرب و جایگاه ریاض در امنیت منطقه خلیج فارس جست وجو کرد. با این حال تحولات اخیر این روزها، چه در عرصه داخلی عربستان و چه در عرصه پیرامونی این کشور، باعث نگرانی‌های برخی تحلیلگران غربی شده است.

 

 

اندیشکده‌ها به عنوان ضلع چهارم دموکراسی آمریکایی، نقش مهمی در تدوین سیاست‌های این کشور دارند. در گزارش پیش رو به تحلیل‌های ارائه شده درباره تحولات این روزهای ریاض از دیدگاه مهم‌ترین اندیشکده‌های سیاست خارجی امریکا پرداخته شده است.

 

 

اندیشکده واشنگتن

تصفیه داخلی و نسل جدید شاهزادگان سعودی

جابجایی‌های که در نظام سیاسی عربستان به دنبال روی کار آمدن ملک سلمان رخ داده است، نگرانی‌های فراوانی میان تحلیلگران غربی درباره آینده سعودی‌ها برانگیخته است. اندیشکده واشنگتن در گزارشی به قلم سایمن اندرسون، مدیر برنامه حوزه خلیج فارس و سیاست انرژی این موسسه به نزاع در خاندان آل سعود و پیچیدگی نظام سیاسی عربستان سعودی پرداخته  و می‌نویسد: «عربستان به دنبال مرگ ملک عبدالله، شاهد کودتایی سیاسی در ساختار سیاسی این کشور بود. پادشاه تنها در یک روز با صدور ۲۶ حکم سلطنتی موازنه قدرت میان طایفه‌های و جریان‌های داخلی خاندان سعود را دگرگون ساخت.

 

 

این در حالی است که عربستان هم در داخل مرزهایش و هم خارج از این مرزها درگیر موضوعاتی حیاتی چون جنگ یمن، بحران سوریه، بحران عراق، افول قیمت نفت و رکود جهانی، رشد داعش در داخل شهرهای سعودی، بیکاری فزاینده نسل جوان و… است.»

 

 

اندیشکده واشنگتن در این گزارش با اشاره به ترفیع ناگهانی محمد بن‌سلمان ۳۰ ساله به مقام وزارت دفاع و همچنین جانشینی ولیعهد می‌نویسد: «سیاست‌های سلطنتی آل سعود به طور سنتی به دلیل ارج داشتن سن، تجربه و خصایص شاهانه در میان آن‌ها در خور توجه هستند. محمد بن سلمان از دو خصیصه نخست بی‌بهره است؛ بنابراین ویژگی برجسته‌اش به نظر می‌رسد که نزدیکی او به پدرش باشد.

 

 

بیماری ملک سلمان و تغییرات گسترده به ویژه برهم زدن سنت جانشینی دربار سعودی، بیانگر نزاع جدی در درون خانواده بزرگ سعود است. نسل جدید شاهزاده‌های سعودی در حال تصفیه رقیبان هستند.» این گزارش در پایان به احتمال تداوم تغییرات سیاسی در عربستان اشاره کرده و با مخاطره آمیز بودن چنین رفتاری هشدار می‌دهد: « خاندان آل سعود همواره تلاش داشته بر اختلافات داخلی خود، سرپوش گذاشته و تصویری از یک جبهه متحد از فرزندان سعود در عرصه عمومی به نمایش بگذارد. دربار سعودی در این مسیر البته فراز و فرودهایی را نیز شاهد بوده است؛ هراز چندگاهی شاهزادگانی بوده‌اند که تلاش کرده‌اند قطار محافظه کاری پادشاهی را از ریل خارج سازند که البته در صورت لزوم با یک تصفیه داخلی مانند آنچه در دهه ۱۹۶۰ برای ملک فیصل رخ داد مواجه شدند.

 

 

 

بسیاری از تحلیلگران می‌گویند که تغییرات اخیر بعید به نظر می‌رسد که آخرین (آن‌ها) به شمار رود. پرسش اصلی این است که دور بعدی تغییرات چه موقع اتفاق خواهد افتاد و چه کسی از آن بهره مند خواهد شد؟ آیا محمد بن سلمان، این بار خواهد توانست محمد بن نایف را خانه نشین کرده و خود رأساً در هرم قدرت بگیرد؟ آیا شاهزادگان سعودی چنین رفتارهایی را بر خواهند تابید؟»

 

 

فارین پالسی

پایان ماه عسل ریاض واشنگتن

موضوع دیگری که این روزها مورد توجه اندیشکده‌های آمریکایی قرار گرفته، فاصله گرفتن آرام آرام ریاض و واشنگتن و آینده این روابط به ویژه با تغیر سیاست آمریکا در قبال تحولات منطقه و برنامه هسته‌ای ایران است. فارین پالسی در گزارشی به قلم فلیپ گوردون به بحران سیاسی در روابط ریاض و واشنگتن در سال‌های اخیر می‌پردازد و می‌نویسد: «تصویر جورج دبلیو بوش که دست در دست ملک عبدالله پادشاه پیشین عربستان، در سال ۲۰۰۵ در باغ شخصی رئیس جمهور وقت قدم می‌زدند، در روابط کنونی واشنگتن و ریاض به تصویری نمادین و کنایه آمیز تبدیل شده است.

 

 

آمریکا برای بیش از هفت دهه در بیشه زار بحران خاورمیانه دست در دست عربستان قدم زده است. با وجود این، ظاهراً دوران ماه عسل ریاض و واشنگتن در حال تمام شدن است. مقامات دو کشور به جای قدم زدن‌های عاشقانه، این روزها بیشتر در حال برنامه ریزی برای روزهای جدایی هستند. آمریکا در سند امنیت ملی خود، از تغییر ثقل استراتژیک از خاورمیانه به خاور دور سخن گفته است، وزارت انرژی آمریکا می‌گوید واشنگتن، دیگر نیازی به واردات نفت و انرژی ندارد و در یک دهه آینده به بزرگ‌ترین صادر کننده نفت تبدیل خواهد شد. البته این همه ماجرا نیست؛ این روزها واشنگتن در حال نزدیک شدن به رقیب ریاض در منطقه یعنی تهران است.»

 

این گزارش در ادامه با تاکید بر اینکه «واضح است که سعودی‌ها از این رویکرد خشمگین هستند» به ریشه‌های این اختلاف‌ها پرداخته و می‌نویسد: «عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برمبنای یک معاهده رسمی متحدان آمریکا نیستند و به علاوه، همانند یک دوست رفتار نمی‌کنند. آمریکا یک دموکراسی چند قومیتی است و به حقوق بشر در سطح جهانی تعهد دارد.

 

 

عربستان سعودی یک سلطنت استبدادی است و به محدود سازی جامع بر مبنای سرکوب شدید سیاسی و تعصب مذهب معتقد است که با درک جهانی از حقوق بشر تفاوت دارد. علاوه براین، کشورهای عربی در این سال‌ها تلاش کرده‌اند موضوع امنیت خود را بر دوش آمریکا بیندازند؛ امری که منافع ملی واشنگتن را تامین نمی‌کند.»

 

 

این گزارش در پایان درباره توافق صورت گرفته با جمهوری اسلامی بر سر پرونده هسته‌ای و ارتباط آن با جدایی ریاض- واشنگتن می‌نویسد: «در حقیقت، هدف دیرینه آمریکا این نبوده است که با ایران ارتباط نزدیک داشته باشد؛ بلکه هدف، استفاده از رابطه با ایران برای پایان دادن به روابط نزدیک با عربستان سعودی است. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید این موضوع را درک کنند که هدف اصلی آمریکا در خلیج فارس، حفظ توازن منطقه‌ای است و نه فراهم آوردن فرصت پیروزی آن‌ها در درگیری با ایران.»

 

 

فاجعه منا

حیثیت ریاض را دچار خدشه کرد

فاجعه منا و ناتوانی عربستان در مدیریت حج و تبعات داخلی اتفاقات اخیر نیز از مسائلی بود که از چشم تحلیلگران در اندیشکده‌های آمریکایی دور نماند. اندیشکده بروکینگز در مقاله‌ای به قلم بروس ریدل، مدیر پروژه اطلاعات و عضو ارشد سیاست خارجی مرکز سیاست خاورمیانه این اندیشکده به بررسی فاجعه حج امسال پرداخته است. وی در این گزارش می‌نویسد: «فاجعه وحشتناک مکه در جریان مراسم حج امسال در منا چالشی برای حیثیت ملک‌سلمان است؛ به ویژه اینکه این فاجعه تنها چند روز بعد از سقوط جرثقیل در مسجدالحرام رخ داد که منجر به مرگ ۱۰۹ نفر شد.

 

 

این دو واقعه مرگ بار، پرسش‌هایی را درباره مسئولیت پذیری و کفایت آل سعود در انجام وظایفش به عنوان خادم حرمین شریفین برمی‌انگیزد. مخالفان پادشاهی عربستان، ریاض را به شدت سرزنش خواهند کرد. دولت عربستان به خوبی به عظمت مسئولیتی بر عهده دارد، واقف است. تراژدی‌هایی از این قبیل قبلا هم در زمان حج اتفاق افتاده بود. در سال‌های ۱۹۹۰، ۱۹۹۴، ۱۹۹۷ و ۲۰۰۶ شاهد وقایع مصیبت بار و سقوط پل و کشته شدن صدها زائر بوده‌ایم. در سال ۱۹۸۷ تظاهرات ایرانیان در جریان مراسم حج منجر به درگیری‌هایی شد که بیش از ۴۰۰کشته برجای گذاشت.

 

 

در سال ۱۹۷۹ صحن مسجدالحرام به میدان جنگ تبدیل شد، زمانی که کنترل آن به مدت چند هفته به دست اسلام گرایان رادیکال افتاد و دولت سعودی مجبور شد هزاران نیرو جنگی را به آنجا اعزام کند. چنین فجایع تأسف‌باری مستقیماً حقانیت و مشروعیت خاندان پادشاهی سعودی را تهدید می‌کند. برقرار کردن ایمنی زائران، مسئولیت حاکمیت مکه و مدینه است.

 

 

چنین تراژدی‌های فجیعی، بدن شک در ترکیب سیاست داخلی آل سعود نقش خواهد داشت. حکمران مکه، شاهزاده خالد بن فیصل پسر پادشاه پیشین است که مسئولیت مدیریت حج را بر عهده دارد. محمد بن نایف ولیعهد عربستان نیز به عنوان وزیر کشور در قبال مناسک حج مسئول است. هر چند در واکنش اولیه مقامات سعودی سعی بر کنترل خسارات حیثیتی این حادثه برای ریاض کرده‌اند، این فاجعه می‌تواند بهانه تصفیه‌های جدیدی درون خاندان آل سعود شود.»

 

جریان امروز

انتهای پیام/

لینک کوتاه:

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید